|sweet love|

part⁵
_نمیدونم من دیروز برای اولین بار اینجا دیدمش امروز خیلی گشتم اما پیداش نکردم...
+اهوم، توهم شانس نداری رفیق، حیف این همه خوشگل کرده بودی
_ کاش دوباره بتونم ببینمش

ات
ساندویچ مون رو خوردیم بلند شدیم رفتیم تا به کلاس آقای لی دبیر ریاضی برسیم.
ریاضی از محدود درس هایی که من خیلی دوسش دارم و تنها درسی بعد از هنر که 20 میگیرم.
_ من واقعا ریاضی دوست ندارم ات تو چطور می تونی تو همه چی احمق باشی ولی تو ریاضی نمره 20 بگیری
باید امروز بهم یاد بدی چی گفت این پیری.

+ حقت بخاطر توهینی که کردی یه در کونی بخوری به جای یادگیری درس شین هه، من احمقم یا تو مغز فندوقی
_ خرگوشک فعلا که من فقط تو ریاضی بدم حالا که به پام افتادی انگلیسی بهت برسونم میفهمی قدرت دست چه کسی...
+ باشه حالا قهر نکن بهت توضیح میدم

شین هه
بلاخره مدرسه تمام شد و با شوقی فراوان تا ماشین شین هه دویدم، واقعا احساس یک زندانی دارم که آزاد شده، کی میشه این خراب شده تمام بشه!!
بلاخره شین هه رسید سوار شدیم تا بریم خونه ...
تهیونگ
چند وقت بود خواب های عجیبی میدیدم، عجیب از نظر احساسی که تو خواب به اون شخصی که صورتش معلوم نبود اما صداش باعث می شد قلب یخ زده زدم گرم بشه داشتم.
خواب هایی که مکان متفاوت بود اما اون دختر همیشه کنارم بود و با صدای دلنشینش با من صحبت می کرد.
خیلی سعی میکنم که تو خواب بتونم صورت دختر را ببینم اما تنها پیشرفتم این بود که فهمیدم رنگ پوستش مثل برف سفید و رنگ موهاش به سیاهی شب و صدایی به لطافت نسیم صبحگاهی.
بچه ها میخوام برم بیرون اومدم براتون ادامه شو میزارم
دیدگاه ها (۱۰)

|sweet love|

|sweet love|

|sweet love|

|sweet love|

فیک عشق های وحشی پارت « 3 »

فیک عشق های وحشی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط